قلب است دیگر محل دگرگونی وقتی باید حالش خوب باشد و تورا شارژ کند خمیازه میکشد.

قلب است دیگر محل دگرگونی وقتی باید بگیرد بخوابد تورا یاد امیدهای درخشان روزگار می اندازد وتو مجبوری سیم شارژش را بکشی تا آروم بگیرد.

قلب است دیگر محل دگرگونی پایان ترم که می شود غم آلود طور چنان رگ ها را در هم بغل میکند که مجبوری بروی دستی روی سرش بکشی تا آرام شود و بقیه را اذیت نکند..

قلب است دیگر محل دگرگونی حواسش جمع است کجا اعصابت خورد است دقیقا همانجا هوس لبخند میکند و تو ناچار میشوی برایش بخری..

قلب است دیگر محل دگرگونی حالیش نیست که هر جایی باید در ورودی داشته باشد و هر دری راهی برای نفوذ است و هر قلب نفوذ پذیری مثل بیابان بدرد نخور..

قلب است دیگر متوجه نیست که شعبانی آمد وگذشت واصلا تکان نخورده است.

قلب است دیگر دلش میخواهد در شعبان هم اعتکافی بود تا بلکه کمی از حالش دگرگون میشد.

قلب است دیگر دلش میخواهد برود دور ،شاید هم نزدیک ..برود سمت عشق..

قلب است دیگر یاد محبوبش را کرده..

قلب است دیگر فهمیده زیادفرصتی نیست برای خدا خدا کرد..

قلب است دیگر دلش میخواهد غبار دلش را از پنجره ی چشم به بیرون بریزد..

قلب است دیگر نیازمند لطف ومهربانی..

قلب است دیگر محل دگرگونی..می فهمد بوی محبوب نزدیک است میخواهد تکانی بخورد..

"قلب است" ویک نفر "دیگر" که خسته و بی رمق فقط منتظر است



یامقلب القلوب والابصار

خدایا حال خوب...آمین