وارد شدی...با همان لبخند معصومانه ات...

با چادر زیبایت...

و به همه نشان دادی که...

چادر...ده ساله و بیست ساله نمیشناسد...

هر که عاشق باشد...سر میکند...

یتیم شدی...در سه چهار سالگی...

درست مثل حضرت رقیه(س)...

پهلوی مادرت تیر خورد...

درست مثل زهرای اطهر (س)...

پدرت جلوی چشمانت پر پر شد...

درست مثل حضرت سکینه(س)...

تو...

دختر یک شهیدی...

یکی از شهدای هسته ای...


تو آرمیتایی...

آرمیتا رضایی نژاد...

دختر داریوش رضایی نژاد...


آن شب...در صدا و سیما...جلوی دوربین...

لبخندتان به زیباییِ تمام این جمله حضرت زینب را نشان میداد

ما رأیتُ اِلّا جَمیلا..

چیزی جز زیبایی ندیدم...


بله ؛ آشکار است...

شهادت...

زیباست...

به زیبایی آغوش خداوند...


محکم بایست آرمیتای پدر..

چادرت را بر سرت نگهدار...


ایستاده بمان...

و راه پدرت را ادامه بده...

من نیز الگو میگیرم...