به هرحال تصویراودرآن لحظه درقاب آیفون بود
چاره ای جزپاسخ گویی نبود
سلام کردم وجواب شنیدم وصبح شمابه خیری گفتم وعاقبت شمابه خیری شنیدم وهم زمان با گفتن بفرمایید دکمه را فشار دادم ودر رابازکردم .ولی اونه بالحن تعارف که قرص ومحکم گفت:
-نه مزاحم نمی شم!
اگرچه باطنا خوشحال شدم ولی باهمان جدیت گفتم:
-این چه حرفیه مراحمید.بفرماییدخواهش میکنم.
ولی اوبه جای واردشدن یاعذر ودلیل آوردن ،بی مقدمه گفت:

-امروز چه روزیه؟
لحظاتی طول کشید تاحضور ذهن پیداکنم وپاسخ بدهم:
-جمعه
وبلافاصله بپرسم:
-چطورمگه؟
بی تامل گفت:
-توقعت همیشه ازاین روز-یعنی جمعه-چی بوده؟
دلم فرو ریخت.از شنیدن دو کلمه "جمعه و توقع" یاد این فراز از زیارت امام زمان در روز جمعه افتادم:
وهذا یوم الجمعه وهویومک المتوقع فیه ظهورک...
"" وامروز جمعه است .وهمان روزی است که درآن ظهور تو انتظار می رود...""