آدم مستقل وابسته به خدا است.امام خامنه ای(دامه برکاته)

۲ مطلب با موضوع «شعر» ثبت شده است

بنده عشق بمان


با خدا می‌گویم
منم آن غرق گناه
با چه رویی به درت روی آرم
باز هم می‌گوید:
و تو ای بنده ما ، و تو ای غرق گناه ، و تو افتاده به چاه
و تو ای خسته‌ی راه ، باز هم سوی من آی
و تو دردانه من
از چه ای دل چرکین ؟
نی نباشی غمگین
غیر من ریز و درشت گنه بنده چه کس می‌داند ؟
من نپوشانم عیب چه کسی پوشاند ؟
و تو ای کودک بازی گوشم
در نخستین افسوس
چشم بر هر گنهت پوشیدم
به جلال و جبروتم که تو را بخشیدم
دگر از درد و غم بند مترس ، چون باد باش
از سکون و سکن و سکته گذر ، فریاد باش
شیشه غم بشکن ، جام مبارک باد باش
بنده عشق بمان
از دو جهان آزاد باش . . .

علی اکبر رائفی پور ( آرما)


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
گنجشکک

حالا نگو پس از نرسیدن قرار چیست


آهو ندیده ای که بدانی فرار چیست..

صحرا ندیده ای که بفهمی شکار چیست


باید سقوط کرد و همین طور ادامه داد..
دریا نرفته ای که بچشی ابشار چیست

پیش من از مزاحمت بادها نگو
طوفان نخورده ای که بفهمی قرار چیست

هی سبز در سفیدی چشمت جوانه زد
یک بار هم سوال نکردی بهار چیست

در خلوتت به عاقبتم فکر کرده ای؟
خب کیفر صنوبر بی برگ و بار چیست؟؟

روزی قرار شد برسیم اخرش به هم
حالا نگو پس از نرسیدن قرار چیست....



۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
گنجشکک